اجتماعی

ماجرای تاسف‌آور دختر ۹ساله که عروس مردی ۳۶ساله شد: عاشقش شدم!

عروس کوچک ۹ساله مشهدی فرزند طلاق است. مادرش بی‌خبر از مراسم ازدواج کودکش، در تهران عروس خانواده دیگری شده. پدرش هم به اندازه فاصله ایران با افغانستان بین خود و دخترش فاصله انداخته است.

به گزارش وقت صبح به نقل از ایران، او جمعه پس از متارکه با همسرش از ایران رفت و هرگز به نگاه‌های پرتمنای دختر خود نگاه نکرد. سه روز پیش بود که ایران، طی گزارشی، جزئیات ازدواج این عروس ۹ساله را با مرد ۳۶ساله افغان منتشر کرد و حالا گفت‌وگوی این کودک با مددکاران و مشاوران پس از فسخ عقد ازدواج جنجال برانگیزش جزئیات جدیدتری در اختیار رسانه‌ها می‌گذارد.

تاجایی که «غلامحسین حقدادی»، معاون امور اجتماعی سازمان بهزیستی خراسان رضوی هم در مورد مصاحبه این مددکاران با کودک ۹ساله می‌گوید: «مددکاران و روانشناسان بهزیستی وضعیت روانشناختی، توانمندی‌های ذهنی، ارتباطی، کلامی و شناختی این کودک نرمال را ارزیابی کردند اما معتقدند، حواشی اخیر این عروسی جنجال برانگیز باعث ایجاد ترس و نگرانی در روحیه این کودک شده است.

البته، این عروسی آنطور که در رسانه‌ها گفته شد در همان شب متوقف نشد. شب عروسی دادستانی و مأموران اورژانس اجتماعی از خانواده تعهد گرفتند تا از کودک تا فردا صبح محافظت کنند و فردا پس از معاینات پزشکی قانونی صیغه عقد باطل و کودک روانه بهزیستی می‌شود.»

گفت‌وگویی که در زیر می‌خوانید ماحصل سؤالات از طریق مددکار بهزیستی از این کودک است. چراکه، آن‌ها اجازه ندادند خبرنگار «ایران» مستقیم با این کودک گفت‌وگو کند. همچنین، در این گفت‌وگو از یک اسم مستعار استفاده می‌شود.

دختر ۹ساله که عروس مردی ۳۶ساله شد.

گفت و گو با کودک عروس

*درس می‌خونی؟

نه مدرسه نرفتم. خوندن و نوشتن بلد نیستم.

*داماد رو از قبل می‌شناختی؟

داماد فامیل ما بود. بعد اینکه اومدن خونه مون و با هم حرف زدیم از هم خوشمون اومد.

*رحیمه می‌دونی ازدواج یعنی چی؟

فکر کنم یعنی لباس عروس پوشیدن، خانه‌داری و آشپزی کردن.

*به آشپزی و خانه‌داری علاقه داری؟

آره خیلی.

*بابات کجاست؟ ازش خبری داری؟

نه وقتی مامان و بابام از هم جدا شدن بابام رفت افغانستان و دیگه نیومد. دیگه خبری ازش ندارم.

*مامانت کجاست؟ چرا با مادرت زندگی نمی‌کنی؟

مامانم رفته تهران. اونجا شوهر کرده. دوس ندارم برم پیشش.

*چرا؟

از بچگی باهام خوب نبود. باهام بدرفتاری می‌کرد و بهم توجهی نداشت. خیلی اذیتم می‌کرد واسه همینم نمیخوام برم پیشش.

*مامان بزرگت هم باهات بدرفتاری می‌کنه؟

نه مامان بزرگم باهام همیشه مهربونه و به حرف هام گوش می‌ده. من با عمه و مادر بزرگم زندگی می‌کنم.

وضعیت مالی مناسب خانواده کودک

هرچند، طی روزهای اخیر و به گفته مسئولان گفته شد که خانواده این کودک دچار مشکل اقتصادی هستند اما معاون امور اجتماعی بهزیستی خراسان رضوی می‌گوید: طی بررسی‌هایی که انجام دادیم کودک با مادربزرگ‌اش زندگی می‌کرده و مادر بزرگ او مشکل اقتصادی ندارد و شاید دلیل این ازدواج مسائل فرهنگی باشد.

حقدادی به تماس تلفنی مادر کودک با بهزیستی هم اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: پدر و مادر این کودک هم متارکه کرده‌اند و پدر به افغانستان بازگشته است.

مادر این کودک هم ساکن تهران است و دوباره ازدواج کرده و در روزهای اخیر، طی تماس تلفنی با بهزیستی اعلام کرده که از ماجرا بی‌خبر بوده و می‌خواهد او را نزد خود ببرد.

هرچند، این کودک ۹ساله در گفت‌وگو با مددکاران ما گفت که رابطه عاطفی خوبی با مادرش ندارد و مادرش او را بارها مورد اذیت و آزار قرار داده است. به همین علت، اگر مادر به ما برای گرفتن کودک مراجعه کند در ابتدا باید صلاحیت او برای حضانت فرزندش تأیید شود.

نوشته های مشابه

guest
3 Comments
بازخورد (Feedback) های اینلاین
View all comments
دکمه بازگشت به بالا